ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

249

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

اين تعريف اين است كه هر كس در باره خداوند حكم ذهن را اجرا كند در حقيقت موحّد نيست وبه همين تعريف اشاره دارد سخن امام محمد باقر ( ع ) كه در مقام تعريف خداوند فرمود : خداوند ، عالم وقادر ناميده نشده است مگر به اين لحاظ كه علم را به علما وقدرت را به قدرتمندان عطا فرموده است پس آنچه را كه شما در تصوّرات واوهامتان در دقيق‌ترين معنى تشخيص مىدهيد آن آفريده ومصنوعى است مثل شما كه به خود شما باز مىگردد وخداوند عطا كنندهء زندگى وتعيين كنندهء مرگ است وشايد مورچهء كوچك بپندارد چنان كه خودش دو شاخك دارد خداوند تعالى نيز داراى دو شاخك است ، زيرا مورچه مىپندارد كه نداشتن شاخك براي هر كس نقص است وچنين است موقعيّت ومقام خلق در مورد آنچه كه با آرايشان توصيف مىكنند زيرا أوهام مردم اگر عقلشان باز ندارد ويا شرع منعشان نكند آنچه را كه در حق خود كمال مىشمارند بر خدا اطلاق مىكنند . امام ( ع ) در اين باره فرموده‌اند : « در مخلوقات خدا فكر كنيد ولى در وجود خدا فكر نكنيد » . اين عبارت تصريح دارد به بسيارى از صفات واحكامى كه در حق خداوند متعال بيان مىشود در حالي كه خداوند متعال برتر از آن است كه به وصف در آيد واحتمال دارد كه منظور از اين سخن اين باشد كه خداوند متعال منزّه است از اين كه عقول انسانها به صفات كمال أو دست يابند ويا آنها را بشمارد . به اين معنى كه بندهء خدا به هر مرتبه‌اى كه از مراتب مدح وستايش دست يابد مراتبى برتر از آن ستايش وتعظيم وجود دارد ، چنان كه سيّد المرسلين به اين معنى اشاره فرموده است كه ستايش تو را نمىتوانم بر زبان آورم تو آن چنانى كه خود ، خود را ستوده‌اى . در عبارت علي ( ع ) به جاى مادحين ، قائلين آمده است ودر اين نوعي لطف است وآن اين كه معناى گوينده از ستايش كننده عمومىتر است وهر گاه حكمي از معناى عام سلب شود لزوما از معناى خاص نيز سلب مىشود ،